
" ندای عزیز٬ خون پاکت پایمال نخواهد شد "
برای شرکت در مراسم فارغ التحصیلی همسرم٬ مدتی هست که از ایران برگشتم٬ گرچه به قول خودش کاش نمی آمدی و می ماندی که شرمنده و حسرت به دل برای یک عمر از نبودن در این روزها نمی ماندیم.
وقتی که رسیدم٬ مدام از روزهای پر از شوق و شور و امید جوانانی گفتم که همگی سبز ِسبز بودند و پرشور٬ کسانی که دریافته بودند که دیگر در دنیا کسی وجود ندارد که بیاید و ایران را برایشان بسازد یا اینکه آزادی را برایشان به ارمغان بیاورد٬ ایران را باید ایرانی آزاد کند و ایرانی بسازدش٬ مگر نه اینکه آمریکا را آمریکایی ساخت٬ آلمان را آلمانی و ژاپن را هم ژاپنی٬ پس ایران را هم ایرانی باید در همه ابعادش بسازد.
در اون روزهای خوب رسیدنم٬ آنقدر از این شور و شوق مردم گفتم که برق نگاه حسرت بار اطرافیان را در چشمهایشان دیدم٬ دیدم که واقعا آرزو می کردند که در ایران می بودند و آن روزهای خوب و تکرار نشدنی را می دیدند. منتها یک چیز را هم گفتم و آن هم اینکه نمی دانم چرا کاملا ملموس بود که یک آرامش قبل از طوفان در پس این قضیه کاملا مشهود بود. اینکه در هر جمع شدنی٬ " اوباش قانونی " جلوی هر یک از جوانانِ تازه ریش درآمده اش را که می خواست با طرفداران موسوی درگیر شود را می گرفتند. انگار درپی برنامه ریزی و طراحی انتقامی سخت از سردهندگان شعار " احمدی بای بای " بودند. شعاری که تا فیها خالدونشان را می سوزاند!
همگی در خواب و خیال و رویاپردازی بودیم و من هم مثل بقیه٬ فراموش کرده بودم که اینگونه سیاستمداران٬ واقعا به چشم گوسفند به مردم ِ رای دهنده نگاه می کنند. فکر می کردیم که اگر حضور مردم چشمگیر باشد٬ دیگر نمی توانند کاری بکنند. مثل موجی که در زمان خاتمی به راه افتاد. غافل از آنکه اینها گرگ تر از آنند که بگذارند تجربه تلخ قبلی آمدن اصلاح طلبان مجددا برایشان تکرار شود. در مناظره های تلویزیونی با نماینده بی ریشه و بی همه چیزشان٬ نشان دادند که فتوشاپ چقدر کارها را راحت کرده. نشان دادند که گفتن ِ دروغ چقدر آسان است و انکار کردن هم به سادگی آب خوردن است! وقتی که٬ طرفت را خس و خاشاک ببینی! باید می دانستیم که جابجا کردن دو تا عدد٬ از تمام کارهای قبلی هم راحتتر است!
کوروش کبیر وقتی در ۲۵۰۰ سال پیش گفت: " پروردگارا کشورم را شر دروغ محفوظ بدار"٬ می دانست که درباره چه آفت بزرگی سخن می گوید٬ می دانست که این حربه٬ چقدر مردم کشورش را در آینده آزار خواهد داد. این بود که بعد از تجربه آن امپراتوری بزرگ٬ بزرگترین آرزویش این شد. حالا بعد از آنهمه سال٬ دوباره جنایت و دروغ به گونه ای در تاریخ ثبت شد که وقتی فیلمهای حمله به مردم را می بینی٬ فقط و فقط می توانی آنرا با سریال سربداران و حمله مغول ها به ایران مقایسه کنی٬ اینکه اعراب هم چنین کاری با ایران کرده اند یا نه را من نمی دانم!
تنها چیزی که در این میان من را بیشتر تکان می دهد٬ می دانید چیست؟! اینکه باز هم برایم یادآوری شد که ظلم هیچگاه پایدار نمی ماند٬ اگر عقلی در سرشان بود٬ داشتند ظلم را برای چند سالی مخفی می کردند٬ حالا دارند بار دیگر عمرشان را کوتاه می کنند. این یعنی یکسره شدن کار٬ آنهم توسط جوانان انقلاب٬ یک زمانی رضا پهلوی خطاب به ایشان گفت: آن جوانانی که به جبهه رفتند و از مملکت دفاع کردند٬ جوانان تربیت شده در زمان پدرم بودند٬ ببینیم جوانان تربیت شده در زمان شما چه می کنند! انگار لااقل این یک حرفش درست بود. اعتراض به انقلاب٬ دقیقا توسط جوانانی در حال انجام است که در دوران همین حکومت رشد کرده اند. خونشان را هم ریختند٬ باز هم راحتتر از هر کار دیگر٬ خون پاک ترین آینده سازان این مملکت را. کسانی که باید در ایران بودید و می دیدید که نگاه کردن به ایشان٬ چقدر افتخار آفرین و غرور انگیز است. همین خس و خاشاک را می گویم٬ همین مورچگانی را می گویم که به اتفاق٬ شیرهای زیادی را پوست درانیده اند. "اوباش قانونی "! برایتان متاسفم اینقدر احمق بودید که بقول نبوی " باد کاشتید و حالا باید طوفان درو کنید". شیطان بزرگتان هیچگاه فکرش را هم نمی کرد٬ خدا جای حق نشسته است و بیست سال خانه نشین کردن نخست وزیر٬ روزی جبران خواهد شد. کسانی که خود در بالای منابر وعظ می خوانند٬ از بیست سال خانه نشینی حضرت علی درس نگرفتند.
نمی دانم رئیس بی همه چیزتان از روسیه برگشت یا نه٬ به هر حال در این چند سالی که با همه قطع رابطه کرده اید٬" رفیق پوتین " که لااقل از نظر اسمی با یکی از پوشیدنی های بدرد بخورتان٬ وجه مشترک دارد٬ در قبال دریافت پولهای کلان٬ خدمات شایان توجهی به شما ارائه داده است. آخرینش مانور تمامی هواپیماهای جنگی ایران بود در همین ۲۹ فروردین گذشته که در ابتدا فرودگاههای امام و مهرآباد را برای ساعاتی تعطیل اعلام کردید و بعد از آنکه " رفیق " به شما هشدار داد که اسرائیل در این زمان می تواند در غیاب تجمع هواپیماهایتان هر کاری انجام دهد یا اینکه همه آنها را یکجا نابود کند٬ مانور مربوطه را کنسل کردید. اول عمل می کنید٬ بعد فکر می کنید. واقعا حماقت شما انتها ندارد!
در موارد دیگر هم هر جا که سازمانهای اطلاعاتی تان٬ را به آنجا راه نمی دهند٬ گزارشش را از " رفقای شفیق " می گیرید. همانها که جهانبگلو و هاله اسفندیاری را به شما معرفی کردند. اینها که اینقدر رفقای خوبی هستند که انرژی اتمی را که در زیرزمین خانه شان ساخته اند٬ را به شما ارزانی می دارند. حال هرچقدر هم گران٬ بهتر است که اولین اعتبار پس از ریاست جمهوریتان را هم از آنها بگیرید. ضمنا در موارد اخیر هم باید حضوری درس می گرفتید.
دکتر ولایتی کلیه رؤسای دانشگاه های پزشکی را در جلسه ای دعوت کرده و طی تحلیلی به ایشان گفته است:" نظام از آغاز تا کنون مراحل حساسی را با موفقیت پشت سر گذاشته است. مرحله حذف شریعتمداری، ما جرای بنی صدر،ماجرای آیت الله منتظری، 18 تیر و اکنون تصمیم دارد که این مرحله را با قاطعیت پشت سربگذارد." از اینکه چنین مشاور نادانی دارید٬ جای بسی امیدواریست. آقای ولایتی! شما و اطرافیانتان به مرحله ای رسیده اید که دقیقا در همان زمان دیکتاتورها سقوط می کنند. دقیقا. ظلم هیچوقت پایدار نمی ماند. هیچوقت.
هم مرگ بر جهانِ شما نیز بـــگذرد
هم رونق زمـــــان شما نیز بگذرد
وین بومِ مِحنَت ازپی آن تا کند خراب
بر دولــــت آشیان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایّام ناگــــــــــهان
بر بــــاغ وبوستان شما نیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیرخاص وعام
بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای سـتـــم دراز
این تیـــــــزی سنان شما نیزبگذرد
چون داد عادلان به جهان دربقا نکرد
بـــــیداد ظالمــــــان شما نیز بگذرد
در مملکت چوغُرّشِ شیران گذشت ورفت
این عوعوِ سـگان شما نیز بگذرد
آنکس که اسب داشت غُبارش فرونشست
گَرد سُم خران شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمع ها بکُشت
هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان شما نیز بگذرد
ای مُفتَخَر به طالع مَسعود خویشتن
تاثیر اختـــــــران شما نیزبگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
بیش از دوروز بود ازآن دگرکسان
بعد از دوروزازآن شما نیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمّل سپر کنیم
تا سختی کمان شما نیز بگذرد
در باغ دولت دگران بود مدّتی
این گُل، زگُلسِتان شما نیز بگذرد
آبی ست ایستاده در این خانه مال وجاه
این آب نا رَوانِ شما نیز بگذرد
ای تو رَمِه سپُرده به چوپان گُرگ طبع
این گُرگی ِشبان ِشما نیز بگذرد

