اینجا یک وبلاگ ِ " از هر دری سُخنی ست! " همیشه که نباید خیلی جدی بود!
اگه تکراری هم بود یا باعث ناراحتی کسی شد٬ دیگه به بزرگواری خودتون ببخشید٬
شادی شما٬ من را خوشحال خواهد کرد٬
دیگه همین دیگه....
۱) یک لر برای چند روز میره توی هتل٬ یک روز می بینن توی دستشوئی داره یک نفر خارجی رو میزنه٬ میان می گیرنش ازش میپرسن قضیه چیه؟ چرا این بدبخت را میزنی؟ لره می گه اینجا یک چشمه اویی بیده (توالت فرنگی ) که مو هر روز ازش او میخوردُم٬ این بی پدر و مادر امروز اومده توش ریده!
۲) دو نفر داشتن می رفتن مکه که سنگهای یکیشون تموم می شه٬ اون یکی می گه: کم نیار! فحش بده!
۳) طرف به پسرش می گه: پسرم٬ هیچ می دونی که ناپلئون وقتی به سن تو بود٬ شاگرد اول کلاسشون بود؟
پسرش جواب می ده : پدرجان٬ هیچ می دونی که ناپلئون وقتی به سن تو بود٬ امپراتور بود؟!
۴) طرف قبل مرگش وصیت می کنه٬ می گه: من نماز ِ قضا ندارم٬ فقط به اندازه چهل سال واسم وضو بگیرید!
۵) لوطی ترین اس ام اس سال: چروک لباتیم! بخند تا فنا شیم!
۶) تهرانیه داشت واسه ابادانیه لاف می زده که من یه سگ دارم٬ وقتی می خواد بیاد تو خونه در می زنه. آبادانیه می گه : ولک مگه کلید نداره؟
۷) دستت رو ببر تو موهات٬ حالا یکیشون رو بگیر٬ فکر کردی اینو با صدتا دنیا عوض می کنم؟کور خوندی؟... از خدا می خوام موخوره بگیری٬ همشون بریزه!
۸)جیگرم٬ نفسم٬ همسرم٬ همدستم٬ همپام٬ همدلم درد می کنه. دکتر خوب سراغ نداری؟
۹) غضنفر میره پرنده فروشی طوطی بخره یه جغد میکنن تو پاچش. میاد خونه بعد یه مدتی دوستش میاد پیشش میگه: طوطیت حرف هم میزنه؟ میگه: حرف نمیزنه، خوب دقت میکنه!!
۱۰) به غضنفر میگن ترمز ABS چیه؟ میگه تو سرعت های زیاد و سر پیچ ها کار حضرت ابوالفضل رو می کنه!!!
۱۱) به خوش غیرت میگن: چی شد که ایدز گرفتی؟ میگه: از توالت فرنگی! میگن: آدم که از توالت فرنگی ایدز نمیگیره. میگه: آخه نفر قبلی هنوز بلند نشده بود.
۱۲) غضنفر می ره توالت آفتابه رو می شکنه یکی می گه چرا آفتابه رو شکوندی؟ می گه: ایلده واسه من فیگور می گیره پدر سگ!!
۱۳) غضنفر میره تو خیابون می بینه نوشته: سیو همان سیب است... میگه: دروغ میگن پدر سگا ! خودم خوردم صابون بود!!!
۱۴) غضنفر از تاکـسی پیاده می شه درو محکم می بنده می گه پدر سگ خودتی. راننده میگه من که چیزی نگفتم. غضنفر می گه بعدا که می گی!
۱۵) غضنفر با دوست دخترش رفته بوده بیرون یه دفعه می خوره زمین واسه این که کم نیاره٬ می گه: حرکتو حال کردی!
۱۶) غضنفر میره تو صف نونوایی، شاطره میگه: نون تا اینجا بیشتر نمیرسه، بقیه برن. غضنفر میگه: ببخشید میشه جمعتر وایسین نون به ما هم برسه!
۱۷) به لره میگن: محبوبترین تیم فوتبالی که دوست داری چیه ؟ میگه: قربون جدش آسید میلان
۱۸) غضنفر میره خیاطی میگه: با این پارچه برام یه کت و شلوار بدوز، فردا نیام بگی سوزنم شکست، برق نبود، چرخم خراب شد، اصلا پدرسگ نمیخواد بدوزی، پارچه رو بده.
۱۹) غضنفر میشه رئیس فدراسیون شطرنج، دو تا قانون جدید میذاره:
یکـ: اسب نمیتونه فیل رو بزنه
دو: خر هم بازی
۲۰) غضنفر میفته تو جزیره آدم خورا، آدم خورا میگیرنش، رئیسشون میگه: اینا رو پوستشون
رو میکنیم باهاش قایق درست میکنیم. غضنفر هم یه چاقو ور میداره میگذاره رو شکمش،
میگه: جلو نیاید وگرنه قایقتونو سوراخ میکنم!
۲۱) یه روز یه غضنفر از یه پسره میپرسه بچه کجایی؟ میگه بچه امام حسین. غضنفر میزنه زیر گریه و پسره رو بغل میکنه میگه علی اصغر چه بزرگ شدی!
۲۲) غضنفر تو قرعهکشی بانک ماکسیما برنده میشه. روزی که میخواستن تحویلش بدن میگه اینو آبی کنین من فردا میام میبرمش. میگن بابا این نقرهایه، بهترین رنگه، آبیش کنیم؟
میگه آره. من فقط آبی تحویل میگیرم. خلاصه فرداش میاد و ماشین رو آبی شده تحویلش
میدن. میگه به به. ببینید.... حالا شد مثل نیسان!
۲۳) به غضنفر میگن تو روز چند تا نون میخوری ؟! میگه: 2 تا سنگک, 5 تا لواش , 5تا تافتون...میگن ایول پس تو بربری نمیخوری ؟ غضنفر میگه: پس فکر کردی اینارو لای چی میزارم میخورم !!!
۲۴) غضنفر زنگ میزنه آژانس انرژی اتمی میگه البرادعیه؟یارو میگه آره. غضنفر میگه تو اگه دکتری پس چرا تو آژانس کار می کنی؟!
۲۵) غضنفر میره پمپ بنزین. یارو به غضنفر میگه آقا سوپر بزنم یا معمولی غضنفر میگه: معمولی بزن خانواده تو ماشین نشسته
۲۶) غضنفر مست میکنه شنگول میشه گرگه میاد میخورتش (این چه بی مزه بود نه؟!)
۲۷) غضنفر میگفت عجیبه !! میگن بهش چی عجیبه ؟ میگه ۱۰۰ هزار تا تماشاچی ۲۲ تا بازیکن ۳ تا داور !!! میگن خوب این کجاش عجیبه ؟ میگه این عجیبه که گنجشکه همه رو ول کرده٬ ریده رو من.!!!!
۲۸) به رشتیه می گن بچه کجایی؟ می گه: مگه رشت چشه؟
۲۹) به ترکه می گن: چرا اسم یکی از خیابونای تهران رو گذاشتن (ولی عصر)؟ می گه: اخه صبح که می ری اونجا خبری نیست ظهر که می ری اونجا خبری نیست ووووووووووووولی عصر!
۳۰) يه مرد 80 ساله ميره پيش دكترش برای چك آپ. دكتر ازش در مورد وضعيت فعليش می پرسه و پيرمرد با غرور جواب ميده:
هيچوقت به اين خوبی نبودم. تازگيا با يه دختر 25 ساله ازدواج كردم و حالا باردار شده و كم كم داره موقع زايمانش ميرسه. نظرت چيه دكتر؟
دكتر چند لحظه فكر ميكنه و ميگه: خب... بذار يه داستان برات تعريف كنم. من يه نفر رو می شناسم كه شكارچی ماهريه. اون هيچوقت تابستونا رو برای شكار كردن از دست نميده. يه روز كه می خواسته بره شكار از بس عجله داشته اشتباهی چترش رو به جای تفنگش بر ميداره و ميره توی جنگل. همينطور كه ميرفته جلو يهو از پشت درختها يه پلنگ وحشی ظاهر ميشه و مياد به طرفش. شكارچی چتر رو می گيره به طرف پلنگ و نشونه می گيره و ..... بنگ! پلنگ كشته ميشه و ميفته روی زمين!
پيرمرد با حيرت ميگه: اين امكان نداره! حتما" يه نفر ديگه پلنگ رو با تير زده!
دكتر يه لبخند ميزنه و ميگه: دقيقا"٬ منظور منم همين بود!
انالله و انا علیه راجعون...
نویسنده این وبلاگ٬ کشته و مرده شماست!
منابع: هزار جا!
مطلب را به بالاترین بفرستید:


