اول ذکر یک نکته رو کلاً لازم می دونم که بگم و اون هم اینکه٬ یکی از اهداف من از نوشتن سفرنامه٬ یادآوری رویدادها و وقایع اتفاق افتاده آن برای خودم هست ولی در اصل٬ از اونجایی که شاید بعضی از خواننده ها هنوز به این مناطق سفر نکرده باشند٬ امیدوارم این مطالب آمادگی خوانندگان این وبلاگ رو برای مسافرت به این مناطق بیشتر کنه و کمی بیشتر با اون فضاها آشنا شوند. تا سه چهار سال پیش٬ من هم وقتی اسامی این شهرها را می شنیدم٬ فکر می کردم که اینها چه شهرهای عجیب و غریبی باشند ولی الان می بینم٬ محل های غریبی برایم نیستند و سعی می کنم با این وصف العیش٬ شما به نیمی از آن برسید تا زمان نیمه دوم که با تلاش خودتون قطعا بدست می آید٬ فرا برسه و همانطور که قبلا هم گفتم این را از صمیم قلب می گویم. حالا از ما گفتن بود٬ در ضمن این قضیه اصلا دست نیافتنی نیست٬ دوستان عزیز داخل ِ ایران!
حالا ببینید امروز چه روزیست که من این قضیه رو به شما می گم!
مسافرت ایندفعه ما زمینی بود و مسیر رو با ماشین رفتیم. مسافرت با ماشین و رانندگی در مسیر مسافرت لذتی داره که تجربه لذتش رو از مسیر سائوپائولو تا ریودوژانیرو در برزیل به یادگار دارم. آدم احساس راحتی بیشتری می کنه.
از شیکاگو تا تورنتو زمینی تقریبا هشت٬ نه ساعت طول می کشه که به علت سکونت یکی از پسر عموهام در دیترویت٬ ما مسیر رو با یک توقف یکی دو روزه در دیترویت راحتتر طی کردیم.
دیترویت٬ مهمترین شهر ایالت میشیگان و بزرگترین مرکز صنعت اتومبیل سازی در امریکاست٬ اولین بار در این شهر بود که هِنری فورد اولین خط تولید اتومبیل در دنیا را راه اندازی کرد و باعث شد شهرش به شهری پررونق تا دهه ۱۹۷۰ تبدیل شود. در سال ۱۹۶۷به دنبال شورش سیاهان و به آتش کشیده شدن این شهر٬ دولت نیز توجه خود را از دیترویت به جاهای دیگر معطوف کرد و دیترویت شهری بی رونق و فقط صنعتی باقی ماند که جز یک مرکز شهر کوچک چیز خاص دیگری ندارد. خیابانها نسبت به بقیه جاهای امریکا٬ که تابحال من دیده ام آنچنان که باید و شاید تمیز نبودند و شهر کلا نمایی کاملا قدیمی و رنگ و رورفته داشت. جمعیت سیاهان هنوز هم نسبت به جاهای دیگر زیادتر است٬ عربهای مسلمان تقریبا زیادی نیز در آنجا ساکن هستند که محله های مخصوص به خودشان را دارند که در اون مناطق تعداد خانومهای محجبه چشمگیر و قابل توجه هستند.
در خود شهر دیترویت٬ یک شبه جزیره و یک رودخانه بزرگ و خیلی قشنگ وجود داره که این رودخانه قسمتی از مرز امریکا با کانادا رو تشکیل می ده٬ البته مرز اصلی ورود به آبشار نیاگارا و تورنتو با شهر دیترویت٬ یک ساعت ونیم فاصله دارد.
تنها مورد قابل توجه خود شهر (غیر از طبیعت اطراف آن)٬ موزه هِنری فورد و محل کارخانجات قدیمی کارخانجات فورد هست که در جای خودش واقعا دیدنی ست. جالبه بدونین٬ در اوایل قرن بیستم که زمان اوج تغییر و تحولات صنعتی بود٬ ادیسون٬ هنری فورد و فایرستون (بنیانگذار و تولید کننده لاستیکهای فایرستون) دوستان صمیمیی بودند که در اختراعات و تکمیل طرحهای یکدیگر٬ کمک زیادی به همدیگر می کردند. در موزه نیز مواردی از این همکاری ها رو می شه دید.

" اولین دوچرخه ها و قطارهای ساخته شده "
نمونه اولین لامپها و کارخانه برقی که ادیسون اختراع کرده بود٬ بسیاری از دوچرخه ها و موتور سیکلت های اولیه٬ مدل نمونه اولین هواپیمای برادران رایت٬ تعدادی از قطارهای غول پیکری که در زمانهای گذشته٬ از آنها در مناطق برفگیر مثل کانادا یا آلاسکا استفاده می شده(با یک بیل برف روب به ارتفاع چهار متر)٬ اتومبیل مورد استفاده بسیاری از روسای جمهور قدیم امریکا از قبیل ریگان٬ روزولت٬ آیزنهاور و جان اف کندی!

" اتومبیل حامل جان اف کندی در زمانی که ترور شد٬ سقف آن بصورت کشویی ست"
" ازاین مدل اتومبیل ها گرفته تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا این مدل ها "
قسمتی از موزه به نمایش تلاش زنان و سیاهان آمریکا برای رسیدن به حق رای٬ و احقاق حقوق اولیه ایشان اختصاص داشت. جالبه بدونید زنان در قسمتی از ایالتهای جنوب شرقی آمریکا (با اینهمه ا ِهِن و تُلُپ!) تا بیست سال پیش حق رای دادن نداشتند!

" زنان در ایالتهای با رنگ بنفش٬ در دوره ۱۹۶۵ تا ۱۹۸۵ تازه حق دادن رآی را پیدا کردند٬ یعنی تقریباً حدود بیست سال پیش ! "
قسمت دیگری از آن هم به تاریخ جنگهای داخلی امریکا مربوط می شد که بسیار قابل توجه بود. (عکس های آن up load نشد!)

"قطارهای با سوخت چوب و مدل اولین هواپیمای برادران ویلبر رایت "
میشیگان از نظر مناظر طبیعی یکی از زیباترین مناطق بکر و دست نخورده امریکاست که بعضی از مناطق آن به بهشت تعبیر می شه. در این روزها بخصوص مردم برای جمع کردن گیلاس و آلبالو از باغهای میشیگان به آنجا سفر می کنند. به قول یکی از دوستان که به جاهای زیادی در آمریکا سفر کرده٬ هیچ جا زیبایی های میشیگان رو نداره. آهو و گوزن و راکون در کنار جاده ها به وفور دیده می شد. راکون ها به همان بامزگی کارتون رامکال بودند ولی بسیار خرابکار و پردردسر!
یکی از دلایلی که باعث رونق و شکوفایی بیشتر مناطق شمال شرقی آمریکا شده٬ وجود آب فراوان در این محدوده است٬ جالبه که بدونید در دوره چهارم زمین شناسی٬ یخبندانهای عظیمی در این مناطق در زیر زمین صورت گرفته که باعث بوجود آمدن پنج دریاچه بزرگ آب شیرین ( تنها دریاچه های بزرگ آب شیرین در دنیا ) در محدوده بین شیکاگو تا نیویورک شده است. وجود آب و متعاقب آن بارندگی فراوان٬ به این محدوده و بخصوص میشیگان که در مرکز آن قرار دارد٬ زیبایی خاصی بخشیده است.
پی نوشت:
۱- حُسن ِ گرفتن کمر درد اینه که آدم میشینه و بالاخره پستش رو تکمیل می کنه٬ خدایا این کمردردها رو از ما نگیر!
۲- از علاقه من به گذاشتن عکس در وبلاگ که خبر دارید؟ نمی دانم چرا با بلاگفا نمی شود عکس بیشتری در وبلاگ گذاشت؟!
۳- جمله " چه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. " هم از هنری فورد است.
مطلب را به بالاترین بفرستید:
