تبليغاتX
نامه هایی برای هیچ کس

                                         www.civil233.blogfa.com

 حتما می دانید که آقای اوباما سناتور دموکرات ایالت ایلینویز هست و در شیکاگو سکونت دارد و در حال حاضر شانس اول انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹ امریکاست. دو هفته پیش روزنامه شیکاگو تریبیون در مجله هفتگی خود٬ با خانوم Valerie Jarrett مشاور ارشد اوباما در انتخابات سال آینده٬ مصاحبه مفصلی انجام داده بود که از حوصله این بحث خارج است. 


منتها چیزی که توجه من رو به این مقاله جلب کرد مطلبی بود که در انتهای آن به نقل از ایشان آمده بود و آن هم اینکه:


" خانوم Jarrett عضوی از جامعه آفریقایی- آمریکایی شهر شیکاگوست٬ اما داستان زندگیش از خاور میانه شروع شد نه در غرب میانه - in the Middle East, not the Midwest - ( ایالتهای شمال مرکزی امریکا Midwest نامیده می شوند )٬ او در سال ۱۹۵۶ در ایران - شیراز متولد شد٬ شهری در ۵۷۰ مایلی جنوب تهران.


           

والدینش به عنوان بخشی از برنامه ای که پزشکان و کارشناسان کشاورزی امریکایی برای توسعه کشورها و ارتقاء سطح سلامتی و پیشرفت در مزارع کشاورزی کمک می کردند٬ به شیراز شهری که با شعر٬ شراب و گل شناخته می شود٬ مهاجرت کردند.

پدرش یکی از اعضاء بیمارستان جدید نمازی بود٬ جایی که خانوم Jarrett متولد شد.

خانوم Jarrett طی یک ایمیل به خبرنگار شیکاگو تریبیون نوشت :" هر خاطره ای از ایران٬ یک خاطره شاد برای من است "


 

خانواده اش با ایرانیان و پزشکان امریکایی٬ در خانه های سازمانی زندگی می کردند. " هوا خشک و آفتابی بود و غذا خارق العاده! عشقم به پلو و گوشت گوسفند از آنجا شروع شد. "

آنها برای شش سال در ایران ماندند.

                      

" من بخاطر می آورم که چطور همه مردم٬ به خیلی از امریکایی هایی که آنجا بودند٬ خوش آمد می گفتند٬ ما به نظر آنها یک امریکایی بودیم٬ نه یک سیاه امریکایی!  من در آن زمان از قوم و نژاد آگاهی نداشتم تا زمانی که ما به ایالات متحده برگشتیم٬ آن موقع بود که فهمیدم٬ من در ایران امریکایی بودم٬ ولی در امریکا یک سیاه امریکایی! "


خانواده اش ایران را ترک کردند و برای تحصیل فوق تخصص پدرش٬ یک سال در انگلستان ساکن شدند. در سال ۱۹۶۳ آنها به امریکا برگشتند و در هاید پارک شیکاگو٬ در یک منطقه یکدست سیاه پوست نشین در آن زمان٬ سکونت گزیدند.

حالا که او برای رئیس جمهور شدن یک سیاه پوست تلاش می کند٬ از نژادش آگاه است! "


 

 
اینکه ایشان در مملکت ما احساس بسیار بهتری از امریکایی بودنش داشته تا در امریکا٬ بسیار جای خوشوقتی دارد٬ البته فکر می کنم ما ایرانی ها باز هم مثل همیشه داریم نان گذشته مان را می خوریم و حالا هم باید خوشحال باشیم که آقای اوباما علاوه بر اینکه پدرش یک مسلمان بوده٬ دارای مشاور و مغز متفکر اینچنینی ست که از کشور ما اینقدر خاطرات خوش دارد. قطعا انتخاب رئیس جمهور امریکا بر انتخاب رئیس جمهور بعدی ما و در نتیجه بر آینده همه ما تاثیر بسزایی دارد. بعدا موارد جالب تری از آقای اوباما خواهم نوشت.

 

پی نوشت: هاید پارک منطقه ای در جنوب شیکاگو ست که خانه آقای اوباما نیز در آنجا وجود دارد٬ البته به علت نزدیکی به دانشگاه شیکاگو ( University of Chicago ) به دو منطقه خوب  و  بد و خطرناک٬ تقسیم شده که البته خیلی به هم نزدیک هستند.

 

منبع:  Chicago Tribune Magazine, July 27,2008

 

+ نوشته شده توسط در Tue 12 Aug 2008 و ساعت 7:35 AM |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

تشریف ببرید به این وبسایت برزیلی:     

اسم پسر را در داخل کادر بالایی و اسم دختر را در کادر دومی وارد کنید٬ بعد دکمه پایین سمت چپ


( visualizer ) را فشار دهید و نتیجه شگفت انگیزش را مشاهده کنید.

 

ایام به کام...

+ نوشته شده توسط در Sat 9 Aug 2008 و ساعت 9:0 AM |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

حالا که من کِرم ِ دیدن و انداختن یوتیوب در وبلاگ افتاده به جونم٬ این آخری رو هم

ببینید و لذت ببرید٬ اون آقایی هم که با آدرس خط استوا ؟!! هر از گاهی میاد اینجا٬

اگر بخواد در ِ این وبلاگ رو تخته کنه٬ حتما اینقدر خنده اش می گیره که از این

کار صرفنظر کنه٬ اگر هم کرد که کرده دیگه٬ نهایتا می شه مثل این ویدئو!

 

از این به بعد شما هم هر وقت این جملات را شنیدید٬ اینجا را بیاد بیاورید:


 آبش دیر پزه!


دامداره!


انزجار ما ... نفرت ما ... دیگه نخند!


اشاره کرد به من بیا!


همین علیزاده که گفتید اسمش رو نگو!


ویژدان داشته باشند! پسر من هم مکه به دنیا آمده!


قابلمه آب گرم کنیم بریزیم رو سر بابای بچه ها که چیز نشه!


یه نفر هول شد رفت داد٬ بقیه نباید بدن!


شوهرم طلاق داد خاک بر سر٬ شوهر کجا بود قبر بابای شوهر!


بزن بریم! ..... یه یه یه ...


زیاد مهم نیست!


شنبه میره شب جمعه میاد٬نمی تونیم طاقت بیاریم کجا می تونیم!


بالاخره اینور تیر٬ اونور تیر٬ پشت دیوار٬ پشت ماشینهایی که مال مسافرها هستند...!

 
تکـــــــــــون٬ تکـــــــــــون٬ تکــــــــــــــون  .....


تا باشه از این تفریحات سالم باشه٬ ما هم با شادی شما شادیم.

 

پ.ن: راستی این ویدئو رو از اینجا کش رفتم و انداختم روی یوتیوب!

   http://www.fcnn.com//index.php?option=com_content&task=view&id=1367&Itemid=56

 

+ نوشته شده توسط در Sat 2 Aug 2008 و ساعت 4:0 AM |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

من بیشتر از هر چیز دیگر رسانه ایی در امریکا٬ از تبلیغات تلویزیونی اینجا لذت می برم٬ همیشه یه فکر قشنگ پشت تبلیغات اینجا هست!

این یکی که فکر می کنم یک مشکل مشترک در تمام دنیاست.

 

خوانندگان اینجا هم که به سلامتی اصلا هیچ احساس و نظری ندارند هیچوقت؟! 

 

+ نوشته شده توسط در Wed 30 Jul 2008 و ساعت 11:32 PM |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده توسط در Wed 30 Jul 2008 و ساعت 8:47 AM |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

 

                  www.civil233.blogfa.com                       

امروز وقتی این تصویر رو پشت ماشین یک خانوم امریکایی ِ مخالف جنگ دیدم٬ اینقدر دنبالش رفتم تا بالاخره رفت به یک پمپ بنزین٬ جلو رفتم و خودم رو معرفی کردم و اجازه خواستم تا از این خوش ذوقی اش٬ عکسی بگیرم٬ وقتی فهمید ایرانی هستم چقدر خوشحال شد و چند بار تکرار کرد: " God bless you "

این خوب بودن اکثر مردم امریکا٬ واقعا من رو به وجد میاره. امیدوارم هیچوقت روابط مردم کشورها متاثر از رفتار حکومتها نباشه٬ امیدوارم...امیدوارم ...



+ نوشته شده توسط در Wed 23 Jul 2008 و ساعت 11:8 PM |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
Zbody>