
" دادگاههای اعتراف گیری استالین "

" دادگاههای اعتراف گیری ... "
فرید زکریا در برنامه امروز خودش در "سی ان ان" راجع به دادگاههای نمایشی ایران٬ به نکته جالبی اشاره کرد و آن هم اینکه٬ این دوره زمانی از حکومت ایران٬ دقیقا به روش اواسط دهه ۱۹۳۰ استالین اداره می شود٬ فیلم کوتاهی از دادگاههای دوران استالین و مقایسه تصاویر آن با دادگاههای نمایشی ایران نشان داد. در این مورد تحقیقاتی کردم که نتیجه اش جمع آوری مطالب ذیل شد:
" ۱- استالین به عنوان صدر دفتر سیاسی در اواسط دهه ۳۰ با «تصفیه کبیر» در حزب تقریباً تمام قدرت را در دست خود گرفت. او این کار را به عنوان تلاش برای اخراج اپورتونیست ها و ضد انقلابیون توجیه میکرد. قربانیان تصفیه معمولاً از حزب اخراج میشدند اما مجازاتهای بیشتری از اردوگاههای کار اجباری و گولاگ تا محاکمه توسط ان.ک.و.د و اعدام انتظار بسیاری را میکشید.
دوره اصلی تصفیه پس از قتل سرگئی کیروف، رهبر محبوب حزب درلنینگراد آغاز شد. کیروف بسیار نزدیک به استالین بود و قتل او حزب بلشویک را تکان داد. استالین، که میگویند میترسید خود او قربانی بعدی باشد، شروع به محکم کردن امنیت کرد و مخالفان خود را به «جاسوسی» و «ضدانقلابی» متهم کرد.
محاکمههای اصلی به «محاکمههای مسکو» معروف شدند، اما محاکمههای مشابهی در تمام کشور برگزار شد. چهار محاکمه در این مدت از اهمیت خاصی برخوردار است. محاکمه شانزده نفر (آگوست ۱۹۳۶)، محاکمه هفده نفر (ژانویه ۱۹۳۷)، محاکمه مارشال تاخوسفکی و سایر ژنرالهای ارتش سرخ (ژوئن ۱۹۳۷) و نهایتا محاکمه ۲۱ نفر (منجمله بوخارین) در مارس ۱۹۳۸.
یکی از نمونههای مهم محاکمه توخاچاوسکی به عنوان همکاری با نازیها بود. بعضی معتقدند محاکمه بسیاری از مهم ترین رهبران نظامی بعدها در جنگ جهانی دوم و اشغال روسیه توسط آلمان نقشی منفی داشت.
سرکوب بسیاری از انقلابیون و اعضای برجسته حزب باعث شد که لئون تروتسکی اعلام کند رژیم استالین با «رودخانهای از خون» از رژیم لنین جدا است. کسانی مثل سولژنیتسن معتقدند که استالین عقاید خود را از لنین و اعمالی مثل اعدام مخالفان سیاسی در جنگ داخلی روسیه گرفتهاست. قتل تروتسکی در آگوست ۱۹۴۰ در مکزیک (جایی که او از ژانویه ۱۹۳۷ در تبعید زیسته بود) آخرین و مشهورترین مخالف استالین در رهبری قدیمی حزب را نیز از جای برداشت. حالا تنها سه نفر از «بلشویکهای قدیمی» (دفتر سیاسی زمان لنین) به جا مانده بودند. خود استالین، میخائیل کالینین، و مولوتوف.
دوران تصفیه مختص به مقامات حزبی نبود و بسیاری به جرم «فعالیت ضد شوروی» و به عنوان «دشمن خلق» دستگیر و محاکمه میشدند.
در اواخر تصفیه. دفتر سیاسی نیکولای یژوف، رئیس وقت ان.ک.و.د را برکنار و بعدها اعدام کرد. بعضی تاریخ دانان همچون امی نایت و رابرت کانکوئست معتقدند که این عمل از سوی استالین و برای پاک کردن جرم از نام خود بودهاست.
ضمن تصفیه تلاشهای بسیاری برای عوض کردن تاریخ در کتابهای درسی شوروی و منابع تبلیغی بود. بسیاری از قربانیان اعدامی از کتابها و عکسها بیرون گذاشته میشدند که گویی هرگز وجود نداشتهاند. نهایتا تاریخ انقلاب جوری روایت میشد که گویی تنها دو شخصیت داشتهاست. لنین و استالین.
۲- تصفیه کبیر نامی است که به تصفیهٔ حزب کمونیست شوروی و سرکوب سیاسی و دستگیریهای وسیع در اتحاد شوروی در اواخر دههٔ ۱۹۳۰ میلادی اطلاق میشود.
این دوره معمولاً با حضور سراسری پلیس, مظنونیت همگانی به «خرابکاران» , محاکمههای نمایشی و زندانها و اعدامهای مخالفان تصویر میشود.
جوزف استالین رهبر وقت شوروی را مسئول اصلی تصفیه کبیر مینامند.
۳- آندره ویشینسکی (1883-1954)، حقوق دان و سیاستمدار روسی بود که بیشتر به خاطر نقش خود در دادگاههای نمایشی در دوران استالین مشهور است. او از سال 1949 تا 1953 وزیر امور خارجه اتحاد جماهیر شوروی بود. ویشینسکی در یک خانوادۀ کاتولیک در آدسا به دنیا آمد که بعدها،در 1903، به باکو نقل مکان کردو در آنجا به وکالت مشغول شد و در همان سال به حزب کارگر سوسیال دمکرات روسیه (منشویکها) پیوست و خیلی زود با استالین آشنا شد. چند منبع اطلاعاتی گزارش داده اند که او احتمالا به عنوان جاسوس "اخرانا"(وزارت دفاع از نظم و امنیت اجتماعی، در امپراطوری روسیه) در این سازمان نفوذ کرده بود. او در سال 1917 ، طبق تصمیم دولت موقت روسیه، دستور دستگیری لنین را امضا کرد. سرانجام، وی در سال 1920 به بلشویکها پیوست و با سرعتی حیرت انگیز پلههای ترقی را در آنجا بالا رفت. علت آن دو چیز بود: 1: وفاداری بی چون و چرا به استالین که از همان اوایل آشنایی آغاز شده بود، استالینی که همه گذشته او را می دانست، و 2: اعتماد کامل و عدم تردید در کارها و تصمیمات استالین. در سال 1953 او دادستان کل اتحاد جماهیر شوروی شد و به مغز متفکر "تصفیه کبیر" ژوزف استالین تبدیل گشت. این گفته او مشهوراست: "اعتراف متهم، شاه شواهد است." او در محاکمات مسکو در طول تصفیه کبیر، دادستان بود. او به متهمان با ناسزاگویی، فحاشی و متلک گویی خطاب می کرد. برای مثال می گفت: "این سگهای هار را تیرباران کنید. مرگ بر این اراذلی که دندانهای تیز و پنجههای عقاب خود را از خلق پنهان کرده اند، مرگ بر آن تروتسکی لاشخور، که از دهانش زهری خون آلود می ریزد و ایده آلهای متعالی مارکسیسم را به تباهی می کشد!... مرگ بر این حیوانات پست و رذل که ترکیبی از خوک و روباه هستند و چون لاشه ای متعفن، هوا را مسموم کرده اند. بیایید یک بار و برای همیشه به کار آنها پایان دهیم. بیایید این مزدوران و سگهای وحشی امپریالیسم را منقرض کنیم زیرا می خواهند گل زیبای کشور تازه تاسیس ما، اتحاد جماهیر شوروی را، از هم بدرند. بیایید این نفرت حیوانی را که آنها از رهبران ما دارند به گلوی خودشان فرو کنیم!!"
۴- نيکيتا خروشچف، جانشين استالين، حکومت و کيش شخصيت استالين را در کنگره معروف حزب کمونيست شوروي در 1956 محکوم کرد و پروسه استالين زدايي را آغاز کرد که بعدها به جدايي چين و شوروي انجاميد.
خروشچف در سخنراني حزب کنگره از استالين گفت. از استاليني که به نظر همگان قهرمان جنگ جهاني، قهرمان استالينگراد، مبتکر استالينيزم، جانشين لنين، مردي روستائي و ساده دل و پاکدامن، مومن و معتقد به راهي که مي رفت. نيکيتا خروشچف اعلام کرد استالين بزرگترين آدم کش تاريخ است!
اختناق و خفقان زمان ديکتاتوري استالين اجازه نداد تا قتل و کشتارها ديده شود. اردوگاه هاي استالين هر روز هزاران نفر را به کام مرگ مي فرستاد. استالين زبان ها را خاموش کرد.
کسي از ميان جمعيت به خروشچف گفت: زمان اين وقايع تو کجا بودي؟
خروشچف به آرامي گفت: چه کسي اين سوال را پرسيد؟
کسي جوابي نداد.
خروشچف پاسخ داد: همين جايي که الان تو هستي! "
تمامی اسامی در این جریان تاریخی واقعی ست٬ منتها اگر می خواهید تکرار تاریخ را مشاهده کنید٬ بجای اسامی استالین٬ لئون تروتسکی٬ آندره ویشینسکی و نيکيتا خروشچف٬ به سلیقه خودتان٬ اسامی مناسب را جایگزین کنید. مگر غیر از اینست که این کودتا توسط روسها و با روشهای کهنه و پوسیده آنها هدایت و رهبری می شود؟!
این یکی را یادم رفت بگذارم٬ با این روش پیش گرفته شده٬ ظاهرا آقایان خیلی به این جمله اعتقاد دارند!
" ۵- استالين روزي گفته بود: مرگ يک نفر٬ تراژدي است ولي مرگ ميليون ها نفر٬ تنها يک آمار است!"
پ.ن: در همین رابطه خبر بی بی سی
مطلب را به بالاترین بفرستید:
