" نمای ورودی منزل اوباما "
دو سه هفته پیش فرصتی دست داد تا به آپارتمان در حال بازسازی یکی از همکاران٬ که در منطقه هاید پارک شیکاگو واقع شده برویم. آپارتمانش ده تا خونه هم تا منزل اوباما فاصله نداشت. خوشبختانه اوباما به خاطر تعطیلات آخر سال٬ به هاوایی سفر کرده بود و چون نبود٬ توانستیم که از جلوی منزلش با ماشین عبور کنیم٬ باید بودید و می دیدید که چقدر پلیس و مامور مخفی از خانه اش مراقبت می کردند. دوستم می گفت٬ هر وقت که اوباما باشد٬ سرتاسر خیابان را می بندند و هیچ کس را به داخل خیابان راه نمی دهند٬ مگر اینکه در کارت شناسایی ات٬ ذکر شده باشد که در آنجا زندگی می کنی.
پرسیدم که قیمت خانه اوباما چند است؟ گفت که خانه اش را چند سال پیش یک و نیم میلیون دلار خریده ولی الان پنج٬ شش میلیون دلار ارزش دارد و چقدر هم ناراحت بود از اینکه خانه بغلی اوباما را دو سال پیش می خواسته بخره٬ ولی یک نفر دیگر پنجاه هزار دلار بالاتر قیمت داده و او آن را از دست داده است. در سمت دیگر خانه اوباما هم یک معبد بود که می گفت یا قبلا معبد یهودیان بوده و بعدا تبدیل به مسجد شده و یا بالعکس. احتمالا حالت دوم قریب به یقین تر باشد! چون فکر نکنم یهودیها چیزی به مسلمانها بفروشند یا اصلا بگذارند چنین حالتی بوجود آید.
دوستم می گفت تا همین چند وقت پیش هم اوباما٬ خیلی راحت در داخل حیاطش بسکتبال بازی می کرده که یکبار هم بهش گفتم که امریکا٬ رئیس جمهوری مثل شما می خواهد که او هم گفته " تو اینطور فکر می کنی؟ "
خلاصه اون روز گذشت و من همان شب خواب دیدم که روبروی اوباما ایستادم و در حالی که با دست راستم روی شانه چپش می زنم٬ با خنده بهش می گم: !congratulations man
حالا تبریک من بابت خرید ارزان خانه بود یا برنده شدنش در انتخابات ریاست جمهوری را٬ خودم هم نمی دانم.
صبح که شد از خواب پریدم و بسی خوشحال شدم که بالاخره یک خواب حتی کوتاه به زبان انگلیسی دیدم. اون لحظه٬ بودن اوباما در خواب خیلی برایم مهم نبود ولی بعداً فکر کردم٬ آدم خواب هم می خواد ببینه٬ خواب آدمهای مهم رو ببینه٬ این به تقویت زبان انگلیسی آدم خیلی کمک می کنه!! " شما اینطور فکر نمی کنید؟! "
مطلب مرتبط: مشاور ارشد اوباما٬ متولد شیراز است.
